جعفر شهرى باف

110

طهران قديم ( فارسى )

دو روز در ميان وسيلهء سرگرمى اهل بازارچه را فراهم ميآورد ، به اين ترتيب كه چون در آنزمان داروى كرخ‌كننده و آمپول و تزريق بيحسى وجود نداشت درد دندان‌كشى را بيمار بايد رأسا تحمل نمايد در آن درد و عذاب كه گوئى چشم يا جان او را بيرون ميآورند ، چنانچه شيخ اجل دادن جان را با آن به قياس آورده است : نديده‌اى كه چه سختى رسد بجان كسى * كه از دهانش برون ميكنند دندانى ؟ ؛ قياس كن كه چه حالت بود در آنساعت * كه از وجود عزيزت بدر رود جانى و اين بود كه براى دندانهاى سخت غير عادى فك‌جوش مقدمات و تدابيرى به كار برده ميشد كه از همين استاد حاجى شروع ميكنم . صندلى دندان كشيش كه همان صندلى اصلاحش بود تسمه‌اى چرمى از دو طرف آويخته داشت كه براى اينچنين دندانها آنها را از دو طرف بيمار رد كرده در طرف ديگرش بپايهء صندلى محكم مينمود و دستهايش را نيز مهار كرده به اين وسيله مانع حركت و جنب‌وجوش و فضوليش ميگرديد و بعد از آن سرش را كه همراه لنگى آن را به زير سرى ثابت مينمود ، اما كمتر كسى بود كه جرأت كرده خود را با اين مهارها در اختيار او بگذارد و غالبا ترجيح ميدادند كه آزادشان بگذارد اگرچه مرارت زيادتر تحمل بكنند ، مگر بيمارى كه اطلاع نداشته آن را از شرايط كار بداند . ديگر نيمكت كنار دكانش بود كه صاحب دندان را به روى آن خوابانيده دست و پاهايش را به پايه‌هاى آن محكم مينمود و دو نفر از اهل بازارچه را خبر كرده يكى را روى سينه و يكى را به روى پاهايش مينشانيد و سرش را خود در ميان دو پا ميگرفت ! و اين براى دندانهائى بود كه ميخواست از پائين درآورد ، و اسباب ديگرش چارپايه‌اى بلند كه خاصيت آن را بعدا در دندان‌كشى تعريف ميكنم ! و وسيلهء ديگرش پشت‌بام بازار كه بعضى دندانها را در آنجا ميكشيد ! البته استفاده از اين اسباب در زمانى بود كه مشترى كاملا رضايت داده ، از دودلى و ترديد بيرون آمده ، درد امانش را بريده ، مردن را بر آن ترجيح نهاده باشد ، كه ديگر ( قاضى از پس اقرار انكار نميشنيد ) و معطلش نكرده دست به كار ميگرديد . اكنون كشيدن دندان شروع ميشد كه اگر لق بود و بعد از ( پيله ) « 89 » بود و ورم و چرك و

--> ( 89 ) . چرك كردن ، دمل ، آبسه .